Galen (the physician) once saw a fool grabbing a scholar by the collar and insulting him. Seeing this, Galen remarked: “Had this man truly not been a scholar, his situation with an ignorant person would never have reached this point.”
The Moral Reflections:
- Two wise people never harbor enmity or wage war against one another.
- A scholar does not engage in a quarrel with the small-minded.
- If an ignorant man speaks harsh words, the heart of the sage seeks an excuse for him with gentleness (to win him over).
- Two wise men can maintain their bond by a single hair; even if they challenge each other, they do so with respect.
- However, if both sides are ignorant, they will snap a bond as strong as a chain.
A person of bad character wronged someone. The person endured the offense and responded: “I hope your end is happy (or/I pray that God heals you of your bad character and grants you a good, not a bad, end).”
You are worse than what you say about me. I know all my flaws far better than you do.
The Tale of the Ill-Tempered Man: A man of “bad character” (Zasht-khui)—meaning one who is ill-tempered and sour-faced—insulted another person.
Understanding the Terms
- Zasht-khui (زشت خویی): this represents the “ugly nature” of a person—being grumpy, ill-mannered, and harsh.
- Khosh-farjam (ای خوب فرجام): This is a sophisticated way to respond to an insult. Instead of returning the fire, the wise person addresses the attacker as someone with a “blessed end,” essentially wishing for their spiritual reform.
Arabic Translation
جالينوس رأى أحمقاً يُمسك بياقةِ (نهاية طرف الثوبِ) عالمٍ ويسيء إليه (لم يراعى حُرمة للعالِم)، فقال جالينوس: لو لم يَكن هذا جاهلاً، لما وصل أمره مع الجهلاء إلى هذا الحدِ (يقصد لو كان العالم جاهلا/احمق، لما امسك به أحمق أخر واساء اليه)
العاقلان لا يكون بينهما عداوة وحرب
ولا يتخاصم العالِم مع قليلِ العقلِ
إذا تحدثَ الجاهل بكلاماً قاسياً جداً (بحق العالِم)
فقلب الحكيم يلتمس له عذرا بلينٍ (حتى يكسبه لجانبهِ)
حكميان يُحافظان على علاقتهما ببعضٍ، ولو بقدر شعرةٍ
حتى وإن كانا ينتقمان من بعضهما البعض، لكن باحترام
وإن كانا جاهلين في كلا الطرفينِ
فحتى لو كانت علاقتهما بقوة السلاسل، سوف يكسرونها بسهولة
سيء خُلقٍ أساء لشخصٍ
فتحمل الشخص الإساءة ورد عليه: أتمنى أن تكون نهايتك سعيدة (أو / أدعو الله ان يشفيك من سوء الخلق الذي لديك ويجعل عاقبتك حسنة وليس سيئة)
فأنت أسوأ مما تريد قوله بحقي
فأن أعرف عيوبي كلها، أكثر مما تعرف أنتَ بكثير
Persian text
جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بیحرمتی همیکرد. گفت: اگر این نادان نبودی، کارِ وی با نادانان بدین جا نرسیدی
دو عاقل را نباشد کین و پیکار
نه دانایی ستیزد با سبکسار
اگر نادان به وحشت سخت گوید
خردمندش به نرمی دل بجوید
دو صاحبدل نگه دارند مویی
همیدون سرکشی و آزرمجویی
و گر بر هر دو جانب جاهلانند
اگر زنجیر باشد، بگسلانند
یکی را زشتخویی داد دشنام
تحمّل کرد و گفت: ای خوب فرجام
بتر زآنم که خواهی گفتن، آنی
که دانم، عیب من چون من ندانی
«زشت خویی، در فارسی به معنای
بدخویی، بدخلقی، بداخلاقی، کجخلقی، تندخویی و ترشرویی است؛ یعنی داشتن خلق و خوی ناپسند و رفتار ناخوشایند، که در مقابل «خوشخویی» و «نیکخویی» قرار دارد.
«ای خوب فرجام» به معنی «
ای که عاقبت و پایان نیکو و خوشی داری» است؛ ترکیبی از «خوب» به معنای نیکو و «فرجام» به معنی پایان، سرانجام، یا عاقبت است و در ادبیات فارسی، به ویژه در اشعار سعدی، به کسی که سرنوشت خوبی در پیش دارد یا عاقبت به خیر است، خطاب میشود.





