back to top
HomeLyricsThe wish

The wish

I wish my love would remain vibrant in your heart,

and the light of my love found its home in your eyes.

I wish you could read from the features of my gaze that hides my secret,

instead of hundreds of them without hesitation become a substitute for the words that I will say (to you)

I wish you could read from the features of my satisfied gaze (with you),

instead of hundreds of them without hesitation become a substitute for the words that I will say (to you)

I wish you could become a companion to my heart’s desires,

so that the palace of my dreams might embrace you once and for all

I wish you could see the image of my face between your eyes,

so that for a single moment you might be filled with the longing to watch and gaze

I wish you could take me to the limits of the beauty of patience,

so that my lost soul might learn the lesson of patience and steadfastness

I wish you would tell me: Don’t go, never go towards passion,

so that this lost heart might find its place in the bosom of your soul

I wish my love would remain vibrant in your heart,

and the light of my love found its home in your eyes.

I wish you could read from the features of my gaze that hides my secret,

instead of hundreds of them without hesitation become a substitute for the words that I will say (to you)

I wish you could read from the features of my gaze that hides my secret,

instead of hundreds of them without hesitation become a substitute for the words that I will say (to you)

Arabic Translation

كنتُ أتمنى أن يبقى حُبي في قلبك نابضًا بالحياة،

ونور مَحبّتي يجد مأواه في عينيك

كنتُ أتمنى لو قرأتَ من ملامح نظرتي الكاتمة لسرّي،

بدلا من المئات منها بلا تردد تصبح بديلاً للكلام الذي سأقوله (لك)

كنتُ أتمنى لو قرأتَ من ملامح نظرتي الكاتمة لسرّي،

بدلا من المئات منها بلا تردد تصبح بديلاً للكلام الذي سأقوله (لك)

كنتُ أتمنى أن تصبح أنيسًا لأمنيات قلبي،

حتى يحتضنك قصرُ أحلامي مرة واحدة.

كنتُ أتمنى أن ترى صورة وجهي بين عينيك،

لتأخذك لحظةٌ واحدة شوقُ التفرّج والنظر.

كنتُ أتمنى أن تأخذني إلى حدود جمال الصبر،

فتتعلّم روحي التائهة درس الصبر والثبات

كنتُ أتمنى أن تقول لي: لا ترحلي، وألا تذهبي أبدًا نحو الهيام،

فيجد هذا القلبُ التائه مكانَه في صدر روحك (*أو يبقى قلبي في مكانه داخل روحي، بدلا من السعي وراء حبك)

كنتُ أتمنى أن يبقى حُبك (لي) في قلبك نابضًا بالحياة،

ونور مَحبّتي يجد مأواه في عينيك.

كنتُ أتمنى لو قرأتَ من ملامح نظرتي الكاتمة لسرّي،

بدلا من المئات منها بلا تردد تصبح بديلاً للكلام الذي سأقوله (لك)

كنتُ أتمنى لو قرأتَ من ملامح نظرتي الكاتمة لسرّي،

بدلا من المئات منها بلا تردد تصبح بديلاً للكلام الذي سأقوله (لك)

Persian Lyrics

كاش مى‌ماند كه عشقم در دلت جان می‌گرفت

نورِ مهرم در دو چشمان تو ماوا می‌گرفت

کاش می‌خواندی تو از طرح نگاهِ رازِ من

جاى صد آن بى‌شرايط حرف گويم می‌گرفت

کاش می‌خواندی تو از طرح نگاهِ رازِ من

جاى صد آن بى‌شرايط حرف گويم می‌گرفت

كاش مى‌گشتى انيسى ارزوهايى دلم

تا تو را آغوش باری قصرِ رویا می‌گرفت

کاش می‌دیدى میانِ دیده‌گانت عکس من

تا تو را يک لحظه‌اى شوقِ تماشا می‌گرفت

کاش می‌بردی مرا تا سرحد زیبایی صبر،

روحِ سرگردانِ من درسِ شکیبا می‌گرفت

کاش می‌گوفتى مرا و هرگيز دگر سوى هوس

اين دل آواره‌گردم در قفص جان می‌گرفت

كاش مى‌ماند كه عشقم در دلت جان می‌گرفت

نورِ مهرم در دو چشمان تو ماوا می‌گرفت

کاش می‌خواندی تو از طرح نگاهِ رازِ من

جاى صد آن بى‌شرايط حرف گويم می‌گرفت

کاش می‌خواندی تو از طرح نگاهِ رازِ من

جاى صد آن بى‌شرايط حرف گويم می‌گرفت

The Poem by (مهرين نسا)

کاش می‌ماندی که عشقم در دلت جا می‌گرفت
نورِ مهرم در دو چشمانت مأوا می‌گرفت
کاش می‌دیدی شفق‌های طرب را در دلم
تا تو را امیدِ گلگونی فردا می‌گرفت
کاش می‌خواندی تو از طرح نگاهِ رازِ من
جای صد اندیشه را یک حرفِ گو، می‌گرفت
کاش می‌گشتی انیسِ آرزوهای دلم
تا تو را آغوش باری قصرِ رؤیا می‌گرفت
کاش می‌دیدی میانِ دیدگانت عکسِ من
تا تو را یک لحظه شوقِ تماشا می‌گرفت
کاش می‌رفتی تو از گلخانه با عطرِ وداع
جای گل‌های تولد را تمنا می‌گرفت
کاش می‌بُردی مرا تا سرحدِ زیباییِ صبر
روحِ سرگردانِ من درسِ شکیبا می‌گرفت
کاش می‌گفتی: «مرو، مِهرین‌نسا»، سوی هوس
این دلِ آواره‌گردم در قفس جا می‌گرفت

كنتُ أتمنى لو بقي حُبّي في قلبك
وكان نور مَحبّتي يجد مأواه في عينيك
كنتُ أتمنى لو رأيتَ شفقَ الفرح في قلبي
حتى يمتلئ قلبك بأمل احمرار فجر الغد

كنتُ أتمنى لو قرأتَ من ملامح نظرتي الكاتمة لسرّي
بدلا من مائة فكرة، كأنها كلمةٌ واحدة أقولها لك
كنتُ أتمنى لو أصبحتَ أنيسًا لأحلام قلبي
حتى يحتضنك قصرُ حلمي ولو لمرة واحدة

كنتُ أتمنى لو رأيتَ صورة وجهي بين عينيك
حتى يأخذك لحظةً واحدة شوقُ التفرّج والنظر اليها
كنتُ أتمنى لو خرجتَ من بستان الزهور بعطر الوداع
فيحلّ مكانَ زهور الميلاد التمنّي والشوق

كنتُ أتمنى لو أخذتَني إلى حدود جمال الصبر
فتتعلّم روحي التائهة درس الصبر والثبات
كنتُ أتمنى لو قلتَ لي: لا ترحلي يا مِهرين‌نِسا، نحو الهوى
حتى يجد هذا القلبُ التائه مكانَه في صدرك!

Related Branches
Baghdad
clear sky
12 ° C
12 °
12 °
71 %
4.6kmh
0 %
Wed
18 °
Thu
17 °
Fri
21 °
Sat
23 °
Sun
20 °

Most Popular

Blooming

Rejoice and Be Happy

https://youtu.be/RJg3OEyYtOE Away from me for a moment, O tranquility of my soul, rejoice and be happyFor I am anxious in your absence, O the kindest...
rain

I Love you

Terry-Evans-The-Rivers-Edge-in-Spring-PRODUCT

My Mother

moon

My Mother

Thanks a lot for visiting and reading our content, enjoy!